دیالوگهای ماندگار سینمای ایران و جهان
شايد بتوان با يقين ادعا كرد هر بيننده فيلم يا كارشناس سينمايي چند جمله زيبا از هنرپيشه يا فيلمساز مورد علاقهاش در ذهن دارد و در بحثهاي مربوط به فيلم و سينما، در توصيف لحظات ماندگار فيلم پرستارهاش يك جمله يا عبارت از آن را ياد آوري مي كند و اگر بخواهيم درخصوص سينماي وطني مثالي بزنيم بايد به جمله: «کجايي قيصر که داداشتو کشتن!» مربوط به فيلم «قيصر» ساخته مسعود كيميايي اشاره كنيم كه بعيد به نظر ميآيد هيچ سينمادوست ايراني نداند، مربوط به چه فيلم ماندگار و كلاسيك سينماي ايران است. بعضی دیالوگ ها هم توی شرایط یه فیلم ممکنه جالب باشه (که تا حد ممکن از اونا استفاده نکردم) ممکنه بعضی از این دیالوگ ها هم از اون دسته باشه و اگه خیلی جالب نبود به بزرگی خودتون ببخشید
در فيلم «پرستيژ» ساخته كريستوفر نولان (وقتي کريستين بل به پسر يك شعبدهبازي ياد
ميدهد) ميگويد: هيچوقت راز شعبده بازيت رو به کسي نگو؛ چون تا زماني که بهشون
نگي براشون قابل احترامي، ولي وقتي بگي ديگه ارزشي نداري.
در فيلم پدرخوانده
ساخته فرانسيس فورد كاپولا جملهي معروف دون کورلئونه را بيشتر بیننده ها همواره
به ياد دارند: پيشنهادي بهش ميکنم که نتونه رد کنه.
همچنين در اين فيلم مايکل کرولئونه خطاب به شوهرخواهرش ميگويد: تو توي قتل ساني دست داشتي. نترس، من که نميخوام خواهرم رو بيوه کنم. اما بهم نگو که از هيچي خبر نداري. اينطوري به شعورم توهين ميکني.
همه ما دست خدا یه بلوتوثی داریم. بترس از اون روزی که خدا بلوتوث تو رو پخش کنه...
(دیالوگ به یادماندنی صمد / حمید لولایی در سریال آخرش که اسمش یادم
نیست)
خوش به سعادتتون که میرین روضه ، جاتون وسط بهشته ، ما که دنیامون شده آخرت یزید . کیه ما رو ببره روضه ؟ آقا مجید تو رو چه به روضه ، روضه خودتی ، گریه کن نداری ، وگرنه خودت مصیبتی ، دلت کربلاس !
(بهروز وثوق در سوته دلان اثر علی حاتمی )به ادامه مطلب هم یه نگاه بندازین
