با ایسم های معروف آشنا شوید (بخش سوم)
لائیسم:مسلكی است که با دین و معنویت ضدیت دارد معادل معنای سكولاریسم می باشد.
پلورالیسم:پلورالیسم به معنای مسلك كثرت گرایی می باشد، كه پلورالیسم دینی نجات
و رستگاری انسان را در یك دین و مذهب نمی داند. و معتقد است كه حقیقت مطلق، مشترك میان
همه ادیان است. و در نتیجه پیروان تمام ادیان اهل نجات و رستگاریند. قائلین به پلورالیسم گویند دین
دارای قرائت های مختلف است و برداشت هر فردی از دین صحیح می باشد.
روشن است كه سرانجام این افكار منجر به تعطیل شریعت و معنویت خواهد
شد. و این اندیشه به پلورالیسم اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و دینی تقسیم می شود. پدید
آورنده پلورالیسم در این قرن های اخیر مونتسیكو بوده، و بعد از او استقلالطلبان
آمریكا آن را پرورش داده اند و پلورالیسم در برابر مسلك مونیسم قرار دارد كه معتقد
است كلیه جهان خلقت تابع یك اصل اند شبیه (وحدت وجودی) كه فلاسفه اسلامی قائل
هستند
لیبرالیسم:این اصطلاح از واژه لییرال مشتق شده و دارای ریشه فرانسوی لیبر به
معنای آزاد است. این مسلك زندگی انسان را فقط درهمین دنیا می داند. و می گوید:
آزادی انسان نامحدود است و هیچ نیرو و منبعی نمی تواند او را مقید كند و بایدها و نبایدهایی
را برای او تعیین كند. به عبارت دیگر چیزی به عنوان دین نمی تواند برای بشر تعیین
سرنوشت كند و برای او شی ای را حلال یا حرام نماید.
لیبرالیسم به دو قسمت اصلی، لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی تقسیم می شود
و این مسلك در اواخر قرن 18 در انگلیس ظهور پیدا كرد و از مؤسسین آن "جرمی
بنتهام، جیمز میل. جان استورات میل، توماس هیل گرین" می باشند. و می توان
لیبرالیسم را اُمانیسم عقل گرا یا خود مختاری امانیستی نامید كه در آن انسان خود
مختار است. در واقع لیبرالیسم اندیشه انسان محوری میباشد.
اومانیسم : همان انسان باوریست یعنی رویکرد تمرکز بر تواناییها و دغدغههای انسان؛ در آزمایشهای تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهشهای فلسفی و خلق آثار هنری است در برخی از موارد انسانگرایی در برابر خداباوری قرار داده شده است اما ارتباطی میان خدا ناباوری و امانیسم وجود ندارد زیرا بنیانگذاران اومانیسم در «اروپای مدرن» که دکارت و کانت میباشند خود سرسختترین خداباوران هستند
اگزیستانسیالیسم: مكتبی كه معیار كمال انسان را فقط در آزادی او می داند، و معتقد است
كه تنها موجودی كه آزاد آفریده شده انسان میباشد و محكوم هیچ جبر و ضرورت و
تحمیلی نیست و هر چیزی كه بر ضد آزادی و منافات با آن داشته باشد، انسان را از انسانیت
خارج می نماید. و اگر انسان خود را وابسته و متعلق و بنده چیزی نماید از انسانیت
خارج شده است. و پیروان این اندیشه می گویند اعتقاد به خداوند نوعی اسارت و مانع
رشد بشر است.
مدرنیسم:كلمه مدرن را رومیان نخستین بار در قرن ششم میلادی از ریشه( Modo ) گرفتند، و در فارسی به معنای نو
میباشد. اما در اصطلاح به معنای نو شدن ابزار می باشد و مبنای نهائی بشر و سعادت
او فقط علم است، و پیروان این اندیشه معتقدند كه باید علم را به جای دین قرار داد.
وسایل جدید، شناخت و ذهنیت ها و روان شناسی تازه انسان جایگزین روشهای قدیمی گردد. امروزه روش های جهانی دیگر با مردم دیگر كه دارای روحیات دیگری بوده
اند جوابگوی نسل جدید نیست، و باید به فرهنگ، تاریخ، فلسفه و زبان نگاهی دیگر
انداخت
پست مدرنیسم:پسا مدرنیسم مدرنیته ای دیگر است که به مدرنیته با نگاهی نو و دیگر نظر می افکند. پسا مدرنیسم سنت نفی کننده و انتقادی مدرنیته را در مورد خود مدرنیته به کار می گیرد.
رومانتیسم:جنبش هنری، ادبی و فلسفی كه از اواخر قرن 18 در اروپا شكل گرفت، و تا
اواسط قرن 19 استمرار
یافت و این حركت در مقابل نهضت كلاسیك جدید است كه بر طبیعت تأكید دارد و به وجود
عاطفه و احساس و خیال تأكید می كند.
فیمینیسم :مركب از دو كلمه Feminine به معنای مؤنث و زنانه با پسوند ism می باشد كه اولین بار در
سال 1837 وارد لغت فرانسوی شد. و در اصطلاح به آنچه در قرن نوزدهم در آمریكا تحت
عنوان جنبش زنان معروف بود گفته می شود. و قبل از آن در قرن هفده در انگلیس نداهای
فمینیسی بوده است.
غرب با ترویج فرهنگ زن گرایی و با كشاندن زنان به كارخانه ها و
كارگاه ها به تجارت بازار سرمایه داری رونق خاصی داد، و در نتیجه تباهی و از بین
رفتن هویت زن و فروپاشی كانون خانواده را به همراه داشت.
منابع:
http://habibmonji10.mihanblog.com