چه گوارا


                         


رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بی‌رحم شود. چه گوارا

در یک انقلاب، انسان یا پیروز می‌شود یا می‌میرد، اگر آن انقلاب واقعی باشد. چه گوارا

ما هرگز نمی‌توانیم از داشتن چیزی برای زندگی مطمئن شویم تا وقتی که برای آن مایل به مردن باشیم. چه گوارا

اگر تو در برابر هر بی‌عدالتی از خشم به لرزه می افتی؛ بدان یکی مثل من هستی. چه گوارا

به احترام آزادی یک دقیقه سکوت کردیم اما خوابمان برد. چه گوارا

با  ایسم های معروف آشنا شوید (بخش سوم)

سكولاریسم: سكولر در زبان انگلیسی و فرانسوی به معنای دنیوی و آنچه كه مربوط به دنیا است می باشد. و از كلمه سكولوم به معنای امور دنیا مشتق و گرفته شده است. سكولاریسم به دنیاپرستی و امور مادی اصالت می دهد. و آنچه مربوط به غیر دنیا باشد، مانند مسائل معنوی و دین و مذهب را رد می كند. این اصطلاح ابتدا توسط جمعی شكاك و منكرین خداوند در انگلیس تحت نظارت "هولی اوك" به وجود آمد. تا بتوانند با محو دین به اهدافشان زودتر برسند، و شعار سكولاریسم حرف دین از صحنه زندگی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و هنری است. و بر اساس سكولاریسم دین از سیاست جدا است.


لائیسم:مسلكی است که با دین و معنویت ضدیت دارد معادل معنای سكولاریسم می باشد.


پلورالیسم:پلورالیسم به معنای مسلك كثرت گرایی می باشد، كه پلورالیسم دینی نجات و رستگاری انسان را در یك دین و مذهب نمی داند. و معتقد است كه حقیقت مطلق، مشترك میان همه ادیان است. و در نتیجه پیروان تمام ادیان اهل نجات و رستگاری‌ند. قائلین به پلورالیسم گویند دین دارای قرائت های مختلف است و برداشت هر فردی از دین صحیح می باشد.
روشن است كه سرانجام این افكار منجر به تعطیل شریعت و معنویت خواهد شد. و این اندیشه به پلورالیسم اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و دینی تقسیم می شود. پدید آورنده پلورالیسم در این قرن های اخیر مونتسیكو بوده، و بعد از او استقلال‌طلبان آمریكا آن را پرورش داده اند و پلورالیسم در برابر مسلك مونیسم قرار دارد كه معتقد است كلیه جهان خلقت تابع یك اصل اند شبیه (وحدت وجودی) كه فلاسفه اسلامی قائل هستند

 

لیبرالیسم:این اصطلاح از واژه لییرال مشتق شده و دارای ریشه فرانسوی لیبر به معنای آزاد است. این مسلك زندگی انسان را فقط درهمین دنیا می داند. و می گوید: آزادی انسان نامحدود است و هیچ نیرو و منبعی نمی تواند او را مقید كند و بایدها و نبایدهایی را برای او تعیین كند. به عبارت دیگر چیزی به عنوان دین نمی تواند برای بشر تعیین سرنوشت كند و برای او شی ای را حلال یا حرام نماید.
لیبرالیسم به دو قسمت اصلی، لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی تقسیم می شود و این مسلك در اواخر قرن 18 در انگلیس ظهور پیدا كرد و از مؤسسین آن "جرمی بنتهام، جیمز میل. جان استورات میل، توماس هیل گرین" می باشند. و می توان لیبرالیسم را اُمانیسم عقل گرا یا خود مختاری امانیستی نامید كه در آن انسان خود مختار است. در واقع لیبرالیسم اندیشه انسان محوری می‌باشد.


اومانیسم : همان انسان باوریست یعنی رویکرد تمرکز بر توانایی‌ها و دغدغه‌های انسان؛ در آزمایش‌های تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهش‌های فلسفی و خلق آثار هنری است     در برخی از موارد انسان‌گرایی در برابر خداباوری قرار داده شده است اما ارتباطی میان خدا ناباوری و امانیسم وجود ندارد زیرا بنیانگذاران اومانیسم در «اروپای مدرن» که دکارت و کانت می‌باشند خود سرسخت‌ترین خداباوران هستند


اگزیستانسیالیسم: مكتبی كه معیار كمال انسان را فقط در آزادی او می داند، و معتقد است كه تنها موجودی كه آزاد آفریده شده انسان می‌باشد و محكوم هیچ جبر و ضرورت و تحمیلی نیست و هر چیزی كه بر ضد آزادی و منافات با آن داشته باشد، انسان را از انسانیت خارج می نماید. و اگر انسان خود را وابسته و متعلق و بنده چیزی نماید از انسانیت خارج شده است. و پیروان این اندیشه می گویند اعتقاد به خداوند نوعی اسارت و مانع رشد بشر است.


مدرنیسم:كلمه مدرن را رومیان نخستین بار در قرن ششم میلادی از ریشه( Modo )   گرفتند، و در فارسی به معنای نو می‌باشد. اما در اصطلاح به معنای نو شدن ابزار می باشد و مبنای نهائی بشر و سعادت او فقط علم است، و پیروان این اندیشه معتقدند كه باید علم را به جای دین قرار داد. وسایل جدید، شناخت و ذهنیت ها و روان شناسی تازه انسان جایگزین روش‌های قدیمی گردد. امروزه روش های جهانی دیگر با مردم دیگر كه دارای روحیات دیگری بوده اند جوابگوی نسل جدید نیست، و باید به فرهنگ، تاریخ، فلسفه و زبان نگاهی دیگر انداخت


پست مدرنیسم:پسا مدرنیسم مدرنیته ای دیگر است که به مدرنیته با نگاهی نو و دیگر نظر می افکند. پسا مدرنیسم سنت نفی کننده و انتقادی مدرنیته را در مورد خود مدرنیته به کار می گیرد.


رومانتیسم:جنبش هنری، ادبی و فلسفی كه از اواخر قرن 18 در اروپا شكل گرفت، و تا اواسط قرن 19 استمرار یافت و این حركت در مقابل نهضت كلاسیك جدید است كه بر طبیعت تأكید دارد و به وجود عاطفه و احساس و خیال تأكید می كند.


فیمینیسم :مركب از دو كلمه Feminine به معنای مؤنث و زنانه با پسوند ism می باشد كه اولین بار در سال 1837 وارد لغت فرانسوی شد. و در اصطلاح به آنچه در قرن نوزدهم در آمریكا تحت عنوان جنبش زنان معروف بود گفته می شود. و قبل از آن در قرن هفده در انگلیس نداهای فمینیسی بوده است.
غرب با ترویج فرهنگ زن گرایی و با كشاندن زنان به كارخانه ها و كارگاه ها به تجارت بازار سرمایه داری رونق خاصی داد، و در نتیجه تباهی و از بین رفتن هویت زن و فروپاشی كانون خانواده را به همراه داشت.

 

منابع:

http://habibmonji10.mihanblog.com

با  ایسم های معروف آشنا شوید (بخش دوم)

پوپولیسم:پوپولیسم به معنای مردم باوری است. به اینكه هدف های سیاسی را باید بر اساس خواست مردم جدا از احزاب و نهادها پیش برد، و خواست مردم عین حق و اخلاق است. به عبارت دیگر هر چه مردم خواستند همان حق و اخلاق می باشد. كه در واقع بولشویسم تركیبی از ماركسیسم و پوپولیسم است.



كاپیتالیسم:كاپیتالیسم روشی است كه در آن وسائل عمده تولید به كمك سرمایه های شخصی فراهم شده و اموال به مالكیت صاحبان سرمایه باقی می ماند. در كاپیتالیسم كارگران به عنوان روز مزد اجیر صاحبان سرمایه اند، و تمام قدرت مالی در دست اشخاص معدودی در جامعه خواهد بود. در مقابل كاپیتالیسم، كمونیسم و لنینیسم و استالینیسم قرار دارد.


انترناسیونالیسم: در برابر ناسیونالیسم، انترناسیونالیسم قرار دارد كه معتقد است خیر و سعادت بشر اقتضا می كند كه ملت ها بدون در نظر گرفتن تعصب های قومی با هم همكاری داشته باشند.


آنارشیسم:نارشیسم در لغت یونانی به معنای حكومت است و آنارشی یعنی بدون حكومت. لذا در مسلك آنارشیسم حكومت را موجب مصائب و بدبختی های مردم می داند. و بنیاد آنارشیسم بر دشمنی با دولت می باشد. البته مخالف هرج و مرج هم هستند، اما به نظام و حكومتی فكر می كنند كه بر اساس همكاری آزاده پدید آید. و پیشوای آنارشیسم جدید پیرژوزف پرودون" (23) فرانسوی (اوایل قرن 19 م.) می باشد.


ایدآلیسم: ایدآلیسم به معنای خیال پرستی است و ایدآلیست كسی را گویند كه معتقد است كه سیاست باید تابع آمال یا ایده آل های انسانی گردد. این مسلك در برابر "رئالیسم" یا واقع پرستی و اصالت دادن به واقع قرار دارد.


رئالیسم:همانطوری كه بیان شد رئالیسم (واقع پرستی و دنبال حقیقت بودن) در مقابل ایدآلیسم قرار دارد. رئالیست سعی دارد خود را با حقایق جهان و محیط جامعه وفق دهد و عوامل حقیقی را در حوادث دخالت دهد.


فئودالیسم:فئودالیسم یك سازمان بزرگ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است كه در بسیاری از نقاط اروپا و خاور دور و خاور میانه در قرون وسطی، قبل از تشكیل دولت های ملی جدید وجود داشته است.
خصلت عمده در فئودالیسم آن است كه از طرف شاه هر قسمت از اراضی بزرگ به تصرف اشراف به نام فئودال در می‌آید، و آن زمین های بزرگ از طرف فئودال یا نمایندگانشان به كشاورزان اجاره داده می شود. و اشراف هم در مقابل این اجاره نسبت به كشاوزان آن منطقه اختیارات قضائی و حكومتی و مالی و سیاسی داشتند.ولی در زمان حاضر فئودالیسم به كشوری گفته می شود كه عده ای از اشراف و مالكین املاكی را مالك می باشند و كشاورزان از حقوق سیاسی محروم اند، و یا به مقداری كم ازحقوق سیاسی و كشور بهره مند هستند.


ماتریالیسم:مكتب ماتریالیسم یا مادیت و اصالت را به ماده دادن، از مكاتب بسیار قدیم می باشد و تاریخ آن به زمان یونان قدیم می‌رسد. و عبارت است از اعتقاد به این كه تنها ماده وجود دارد و هر چه عنوان ماوراء الطبیعه و حالت متافیزیكی داشته باشد، مانند خدا، روح و فرشتگان وجود ندارد.


رادیكالیسم:در لغت به معنای ریشه است و این كلمه از طرف لیبرال های انگلیسی در قرن 19 استعمال شد، كه مایل بودند به ریشه موضوعی نفوذ كنند، و طالب تجدید اساس كلیسا و خواستار انحلال مجلس اشراف و گاهی متمایل به لغو سلطنت بودند. اما این اصطلاح بیشتر در مورد كسانی اطلاق می شود كه از مؤسسات سیاسی و اجتماعی موجود ناراضی و عصبانی شده اند و درصدد تغییرات اجتماعی هستند.ولی در جامعه امروزی به كسانی كه درصدد اصلاحات اساسی جهت بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی می باشند، رادیكال می گویند. اما در آمریكا این اصطلاح بیشتر درباره سوسیالیست ها و كمونیست ها اطلاق می شود. اما در اروپا در گروه های اصلاح طلب به كار می رود.

دموكراسی:اصطلاح دموكراسی از اصطلاحات تمدن یونان قدیم است، و حكومت مردم بر مردم را دموكراسی می نامیدند. اما در اصطلاح جدید عبارت از حكومت مردم كه با توجه به آراء اكثریت مردم از طریق انتخاب نمایندگان تشكیل می گردد، و اداره امور كشور در اختیار اكثریت آراء مردم قرار می گیرد. و دموكراسی به دموكراسی مستقیم (خالص) سیاسی، اقتصادی و صنعتی تقسیم می گردد.


منابع:

http://habibmonji10.mihanblog.com

ویکی پدیا 

با  ایسم های معروف آشنا شوید (بخش نخست)

امپریالیسم:امپریالیسم به نظامی گفته می‌شود که به دلیل مقاصد اقتصادی و یا سیاسی می‌خواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمین‌ها و ملتها و اقوام دیگر را زیر سلطه خود درآورد.، و آنجا را جهت بهره برداری، تحت سلطه خود قرار می داده است. و معنای امپریالیسم با كلمه استعمار پیوندی نزدیك دارند. و امپریالیسم به امپریالیسم نظامی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم می شود.


ناسیونالیسم:عبارت است از اعتقاد به برتری یك ملت و قوم بر تمام ملل و اقوام دیگر  و مباهات كردن هر قوم و قبیله نسبت به فرهنگ و زبان و نژاد خودش که می‌کوشد با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلا و ارتقای اساسی باورها، آرمان‌ها، تاریخ، هویت، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاست‌های خارجی و داخلی، باعث جهش‌های تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبرشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی می‌شود.، كه به ناسیونالیسم اقتصادی و سیاسی تقسیم می شود.


سوسیالیسم:واژه سوسیالیسم (جامعه باوری) در زبان فرانسه به معنای اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند و در انگلیسی (سوسیالیسم سیاستی كه هدف آن نظارت جامعه بر وسایل تولید و اداره‌ آنها به سود همگان است). البته این تعریف، یك تعریف جامع نیست، زیرا نظارت عمومی بر اموال و تولید معنای وسیعی دارد. امابهترین وجه اشتراك سوسیالیست برتری جامعه و سود همگانی بر نظریه فردگرایی و سود فردی است


فاشیسم:این اصطلاح به صورت عام نامی است برای همه رژیمهایی كه بقایشان بر پایة دیكتاتوری و زور و كشتار استوار است. اما به معنای خاص، نام جنبشی است كه در سال 1929 به رهبری "موسولینی" در ایتالیا به راه افتاد.


نازیسم: نازیسم خلاصه عبارت ناسیونال سوسیالیسم است. نازیسم به مجموعه ایدئولوژی‌های حزب نازی اطلاق می‌شود. نازیسم را می‌توان شکلی از فاشیسم دانست که نژاد پرستی نیز به اصول آن افزوده شده‌است.


ماكیاولیسم (استبداد جدید):مكتب ماكیاولیسم ، عبارت از مجموعه اصول و دستوراتی است كه ماكیاولی فیلسوف و سیاستمدار ایتالیایی (1469-1527) برای حكومت ارائه داده است. كه خلاصه این مكتب عبارت است از: تأسیس دولتهای متحد و قوی كه تابع كلیسا و دین نباشد. طرفداری از ظلم و استبداد و حكومت نامحدود. انسان موجود سیاسی و فطرتاً شرور است لذا برای علاج شرارت انسان حكومتی مقتدر و مستبد لازم است. اخلاق و مذهب تابع سیاست زمامدار می‌باشد، اگر صلاح دید در حكومت از دین و اخلاق استفاده می كند و اگر صلاح ندید استفاده نمی كند.و در کل برای رسیدن به قدرت هر کاری میتواند انجام دهد (هدف وسیله را توجیه میکند)

نیهیلیسم:نیهیلیسم یا هیچ انگاری، این اصطلاح از واژه (نیهیل) در زبان لاتین به معنای هیچ آمده است. و نیهیلیسم مكتبی فلسفی
است که زندگی را بدون معنا و هدف خارجی یا ارزش‌های اخلاقی درونی می‌داند و گروهی از آنارشیست های قرن 19 روسیه را نیز نیهیلیست خوانده اند. مؤسسه فرقه نیهیلیسم "میخائیل باكونین" (1876-1814م.) بوده است.

كمونیسم:كمونیسم این اصطلاح از ریشه لاتینی (كمونیس) به معنای اشتراكی گرفته شده است. و این عقیده از سال 1840 م. رواج یافت. و معنای اشتراك محدود به ثروت و دارائی ها نمی شود، بلكه اشتراك شامل زنان و مسائل جنسی می گردد. بنابرنظر كمونیسم تمام منابع اقتصادی كشور اعم از صنعتی و امور دیگر مربوط به جامعه است نه افراد و خانواده ها، اما كمونیسم به معنای جدید عبارت است از اینكه دولت بر تمام مراكز اقتصادی جامعه كنترل داشته باشد و همه چیز باید در دست او قرار گیرد.

ماركسیسم:كمونیسم به معنای خاصی كه امروز در نقاط مختلف دنیا رایج است كمونیسم ماركسیسم است. زیرا مؤسس كمونیسم "كارل ماركس" فیلسوف آلمانی (1883-1818م.) بود
اساس مارکسیسم آن طور که در «مانیفست کمونیست» (نوشته مارکس و انگلس) بیان شده‌است بر این باور استوار است که تاریخ جوامع تاکنون تاریخ مبارزه طبقاتی بوده‌است میان مارکسیست‌های مختلف، برداشت‌های بسیار متفاوتی از مارکسیسم و تحلیل مسائل جهان با آن موجود است اما موضوعی که تقریباً همه در آن توافق دارند: «واژگونی نظام سرمایه‌داری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و لغو کار مزدی و ایجاد جامعه‌ای بی طبقه با مردمی آزاد و برابر و در نتیجه، پایان ازخودبیگانگی انسان» است


لنینیسم:لنینیسم نوع دیگری از ماركسیسم است كه منسوب به "ولادیمیر ایلیچ لنین (7924-1870م.)" بنیانگذار رژیم كمونیست و پیشوای انقلاب اكتبر 1917 روسیه می باشد. لنین در اصول افكار ماركس تغییراتی داد به طوری كه مواردی بر آن افزود و عناصری از آن را حذف كرد، تا مناسب اوضاع جامعه روسیه گردد. و در ضمن عقاید لنین بعد از انقلاب و رسیدن به قدرت نسبت به قبل از انقلاب تغییر یافت.


منابع:

http://habibmonji10.mihanblog.com

ویکی پدیا

رجال سیاسی

                         

            جای مردان سیاست بنشانید درخت که هوا تازه شود.(سهراب سپهری)

+این پست برای حال و هوای این روزهای مجلس ایران.

+لااقل درخت یه سودی داره.

داستان کوتاه کوتاه کوتاه.....

یه روز سر کلاس زبان فارسی دبیرمون خواست مارو بذاره سر کار بهمون گفت یه انشا بنویسیم و شیوه نگارش یاد بگیریم  (اونم تو سال سوم دبیرستان!) ما هم به یاد گذشته قلم به دست گرفتیم و انشایی نوشتیم فی البداهه با موضوع :

گنه کرد در بلخ آهنگری        به شوشتر زدند گردن مسگری

آخر کلاس هم معلم از چند نفر خواست انشاهاشونو بخونن بین چند تا انشای خونده شده یکی از همه بهتر بود. انشایی کاملا تخیلی و ... که تنها مورد استفادش تشویش اذهان بوده و دیگر هیچ. که نوشته دوستم حسین مهرابی  بود . ولی با این اوصاف خوندنش خالی از لطف نیست. دعوت میکنم از شما  که با هم یه بار دیگه بخونیم این انشا رو :

صبح جمعه بود اون روز تصمیم گرفته بودم متفاوت باشم میخواستم برای یک روز هم که شده مثل آدم زندگی کنم البته تا به کی بگن آدم !! خلاصه صبح خیلی زود از خواب بلند شدم  و یه راست رفتم حموم که دوش بگیرم  و بعدش خودمو برای یه صبحانه مشت آماده کردم برای خودم یه لیوان شیر و یه بند انگشت نان سنگک و پنیر آوردم و مشغول شدم بعد از اون  لباسای ورزشیمو پوشیدم که برای یه ورزش صبحگاهی مامان آماده شم   .

رفتم پارک و  گوشیمو گذاشتم روی  نیمکت و مشغول شدم.  همه چی خوب پیش میرفت تا اینکه یه دزد بی پدر مادر که نمیدونم از کجا پیداش شد اومد و گوشیمو برد اول خیلی با کلاس خواستم مذاکره کنم :

-ببخشید موسیو به گمونم اشتباه گرفتی اون مال منه

-یارو گفت :برو بابا ...زیادی نخور !!

 دیدم نمیشه افتادم دنبالش و تعقیب وگریز شروع شد  بعد چند دیقه دیدم که مال این حرفا نیستم با خودم گفتم برم مثل آدمای با کلاس موضوع و با قانون درمیون بذارم بله قانون حتما حق منو میگیره

رفتم کلانتری و به افسره گفتم : من امروز رفته بودم پارک که یه آقایی حالا نمیدونم از رو عمد یا چیز دیگه گوشیمو با خودش برد. حالا هم اومدم دست به دامن شما بشم.  اینجا بود که جناب سروان برای اولین بار نگاهم کرد و فهمیدم که با ماکت پلیس حرف نمیزدم 

جناب سروان: تو توی پارک چیکار میکردی؟؟؟

چند لحظه سکوت اتاق و فرا گرفت خشک شده بودم که افسره این دفعه بلند تر گفت :مگه با تو نیستم با اجازه کی رفته بودی پارک ؟؟ چیکار داشتی اونجا؟؟؟

مونده بودم چی بگم با خودم گفتم: خدایا این همون موسیو توی پارک نیست ؟؟...نه حتما اشتباهی شده  یک بار دیگه و اینبار شمرده تر داستان و تعریف کردم

سروان گفت: اینا رو شنیدم جواب منو بده  تو پارک چیکار داشتی؟؟

آقا از ایشون اصرار و از ما انکار که بابا مجرم من نیستم یکی دیگست...خلاصه  افسر یه سربازو صدا کرد گفت ببرش بازداشت.

حالا من دقیقا نفهمیدم چه ارتباطی بین  موضوع انشا و این داستان هست اگه شما فهمیدین ممنون میشم منو هم آگاه کنید   

بودن یا نبودن مرغ مساله این است

یه زمانی هر وقت تو تلویزیون یه نفرو نشون میدادن که یه چیزی اختراع  کرده یا مثلا یه کارهنری خلق میکرد  اطرافیان با افتخار میگفتن ببین چی ساخته طرف ! در آخر هم بعد از کلی بحث و ... نتیجه  گیری میکردن و میگفتن: به قول ضرب المثل معروف (( هنر نزد ایرانیان است و بس ))

این پستم بیشتر حول این ضرب المثل میچرخه

بعدا با خودم میگفتم چقدر مردم ایران خود خواهن  درسته از لحاظ هنری در جهان حرفی برای گفتن داریم ولی هنر نزد ایرانیا تنها نیست . از اون موقع هم گذشت و کلا داشتم فکر میکردم که اصلا یه ذره هنر و فرهنگ هم نزد ایرانیا ی امروزی نیست که به اطرافم بیشتر دقت کردم و فهمیدم نه بابا این جوریا هم  نیست  بستگی داره به هنر از چه دیدی نگاه کنیم  مثلا به نظر شما کسایی که جک و مطالب طنز میسازن هنر مند نیستن در این زمینه توی ایران چیزایی میبینیم که توی جهان کم نظیره  ایران مردمی داره که توی سخت ترین شرایطم دست از شوخی بر نمیداره  حتی اگه کارد به استخونشون برسه مثلا در مورد گرون شدن مرغ و وضعیت پیش اومده

اگه با نظرم موافق نیستین یه نگاه به پایین بندازین شاید نظرتون عوض شه :

سالها پس از گران شدن مرغ.....

مادر به دختر: دختر لگد به بختت نزن! پسره پادوی مرغ فروشیه !!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

یه مرغ چیه؟ مرغ هم نشدیم...

همه جا حرف قیمتمون باشه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

قدیما یارو ماشین میخرید تخم مرغ میزاشتن زیر لاستیکاش که چشم نخوره،

الان تخم مرغ میخره باس مراقب باشه چشم نخوره

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مرغ شده کیلویی 8000 تومن...

فک کنم دیگه برنجو باید با گالینابلانکا بخوریم... 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مرغ پارسال ۲۵۰۰، امسال ۷۰۰۰ تومان

همین‌روزاست که ملت از سکه و طلا و ارز بکشن بیرون، بزنن تو کار مرغ!  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تو ایران همه پروژه ها نیمه تموم مونده به جز یکی...

آسفالت کردن دهن ملت...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

این روزا غاز همسایه مرغ شده (در راستای گرانی مرغ )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

با این وضع قیمت مرغ و خروس , همه از فردا باید بریم شکار ........

اون تفنگ بادیِ من کــــــــــو ننه ؟؟؟؟!!!!  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اين جوونايی كه من می بينم با گرون شدن شير و نون و مرغ و اينا غيرتی نميشن...

فقط  باید منتظر بمونيم كارت شارژ و رژلب و اينا گرون بشه ، بلكه  فرجی شد...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

با این وضعیتی که قیمت مرغ داره و هی بالاتر هم میره

در آینده‌ای نزدیک شاهد استفاده از مرغ به جای سکه در هنگام عقد می‌باشیم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

توی ادامه مطلب چیزای جالب تری پیدا میشه

ادامه نوشته

دیروز ، امروز

با این توضیح که  مطلب دوم رو از سایت افکار نیوز گرفتم  بخونید و مقایسه کنید

دیروز  
کریم خان زند هر روز صبح برای دادخواهی ستمدیدگان می نشست تا به شکایت مردم رسیدگی کند. روزی مرد حیله گری پیش او آمد. همین که به حضور او رسید چنان اشک از دیده فرو ریخت و گریه کرد که دل شهریار بر او سوخت. هرچه می خواست سخن بگوید گریه مجالش نمی داد.
پادشاه دستور داد او را به آسایشگاهی برند تا کمی آرام گیرد. ساعتی نگذشته بود که غم و اندوهش فرو نشست. او را نزد شاه آوردند. کریم خان قبل از رسیدگی به خواسته اش دلجویی بسیاری از او به عمل آورد و به برآوردن درخواستش امیدوارش نمود. انگاه از کارش سؤال کرد. آن مرد گفت: مادرم مرا نابینا زائید. از هنگام تولد خداوند قوّه ی بینایی را از من گرفته بود. عمر خود را تا چندی پیش با محرومیت از نعمت دیدن گزراندم، تا این که روزی افتان و خیزان و عصا زنان به « عیناق ابوالوکیل » آرامگاه پدر شما رفتم. دست توسّل به مزار شریف آن مرحوم زدم و از او درخواست دو چشم بینا کردم. آنقدر گریه کردم که بی حال شده و به خواب رفتم. در عالم خواب مردی جلیل القدر را مشاهده کردم که بر بالین من آمد و دست بر چشمانم گذاشت و گفت: من «ابوالوکیل»، پدر کریم خان زند، چشم تو را شفا دادم. اینک با خاطری آسوده حرکت کن. از خواب بیدار شدم و چشم های خود را بینا یافتم و جهان تاریک برایم روشن گردید. این همه گریه ی من از باب ستایش و سپاسگزاری بود که توان خودداری نداشتم و شرفیاب حضور شدم تا به عرض برسانم که فرزند چنین پدری هستید. چون من با داشتن این دو چشم زندگی تازه ای یافتم، به پیشگاه شما آمدم تا خود را برای همیشه جزء فدائیان معرفی کنم و عرض نمایم که از هیچگونه خدمتگزاری دریغ نخواهم کرد.
کریم خان دستور داد دژخیم را حاضر کنند. وقتی دژخیم آمد، دستور داد چشم های آن مرد را بیرون آورد. کسانی که نزد شاه حضور داشتند برای او تقاضای گذشت و عفو کردند که او مردی حیله باز است که به امید کرم و بخشش شما آمده است و کریم خان را از این کار منصرف کردند، ولی فرمان داد او را به چوب بستند. هنگامی که بر بدن او چوب می زدند کریم خان گفت: پدرم تا وقتی که زنده بود در گردنه ی بید سرخ خَر دزدی می کرد، من به این مقام که رسیدم عدّه ای چاپلوس برای خوش آیندم بر آرامگاهش مقبره ای ساختند و آنجا را عیناق الوکیل نامیدند. تو ای دروغگوی چاپلوس، او را صاحب کرامت خدایی معرفی می کنی؟ ای کاش چشم هایت را درآورده بودم تا می رفتی و برای مرتبه ی دوم از او چشم تازه می گرفتی!

امروز
یک نفر از این همین هیأت به من گفت... وقتی که شروع کردی بسم الله و اللهم گفتی ...من دیدم یه نوری اومد این‌جوری تو رو احاطه کرد...

باقیش توی ادامه مطلبه
ادامه نوشته