من
ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنمباغ بهشت و سایه طوبی و قصر حورهرگز نمی شود ز سر خود خبر مراناصح به طنز گفت حرام است می مخورشیخم به طعنه گفت که رو ترک عشق کناین تقوی ام تمام که با شاهدان شهرحافظ جناب پیر مغان جای دولت است
صد
بار توبه کردم و دیگر نمی کنمبا خاک کوی دوستبرابر
نمی کنمتا در میان میکده سر بر نمی کنمگفتم به چشم ، گوش به هر خر نمی کنممحتاج جنگ نیست برادر نمی کنمناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنممن ترکخاک بوسی این در نمی کنم
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ ساعت 1:46 توسط M.H.B
|